شيخ حسين انصاريان

311

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

ابوالفضل ميبدى و خواجه عبداللَّه انصارى بوبكر نقاش حكايت كرد از امام مسلمانان على مرتضى كه روزى جهودى مرا گفت : در كتابِ شما آيتى است بر من مشكل شده ، اگر كسى آن را تفسير كند تا اشكالِ من حل شود ، من مسلمان شوم . امام گفت : آن چه آيت است ؟ گفت : « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » « 1 » ؛ نه شما مىگوييد كه به راهِ راستيم و دين روشن ؟ اگر چنين است و بر شك نه‌ايد در دين خويش ، چرا مىخواهيد و آنچه داريد چرا مىجوييد ؟ امام گفت : قومى از پيامبران و دوستان خدا پيش از ما به بهشت رفتند و به سعادت ابد رسيدند . ما از اللّه مىخواهيم تا آن راه كه به ايشان نموده ، به ما نمايد و آن طاعت كه ايشان را بر آن داشت تا به بهشت رسيدند ، ما را بر آن دارد تا ما نيز بر ايشان در رسيم و در بهشت شويم . گفت آن اشكالِ وى حل شد و مرد مسلمان گشت « 2 » . * * * روزى على مرتضى در خانه شد . حسن و حسين پيشِ فاطمه زهرا مىگريستند . على گفت : چه بوده است اين روشنايى چشم و ميوهء دل و سرور جان ما را ، كه مىگريند ؟ فاطمه گفت : يا على ! همانا كه گرسنه‌اند كه

--> ( 1 ) - « ما را به راه راست راهنمائى كن » فاتحه ( 1 ) : 6 . ( 2 ) - كشف الأسرار : 1 / 18 .